62- پاسخی به نامه ای از یک دوست

اگرچه درشت گویی با دوستان شایسته نیست اما بر خلاف عادت دیرینه لازم دیدم پی نوشتی بر این نامه بنویسم.

اگر فرض بگیریم کسی که می نویسد قصد عمل هزل ندارد و اگر هم از قالب طنز برای نوشتن استفاده می کند روح نوشته اش هدفمند است، باید به این نکته توجه کنیم که آن صد ملت متمدن با دعا به درگاه خداوند به درجات مورد نظر از تمدن نرسیده اند و خداوند نخواسته است گروهی از ممالک توسعه یافته شوند و گروهی عقب بمانند.

این خواست خدا نیست،
خواست ماست!

هرچند راحت ترین راه برای فرار از مسوولیت انتساب تمام مشکلات به تقدیر و خواست خداوند یا سران مملکت و وکلا و وزرا است، اما دلیل اصلی عقب ماندن این ها نیست.

در واقع مهمترین دلیل عقب ماندگی، همین انتساب مسوولیت ها به متغیر های خارجی و فرار از مسوولیت، خصوصا از سوی نخبگان جامعه است.

ما عقب می مانیم چون نخبگان ما در مقایسه با نخبگان ممالک توسعه یافته زحمت کمتری می کشند.

بله نخبگان ما!
قویا اعتقاد دارم مشکل از ما تحصیل کردگان و باسواد های جامعه است که به اندازه ای که ساخت پایه های یک تمدن نیاز دارد زحمت موثر نمی کشیم. 
مقایسه کنید کتاب خواندن و مقاله خواندن های یک دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد مارا با دانشجویان مشابه در دانشگاه های  خارجی.
چه می دانیم از دانش! چقدر زحمت  می‌کشیم!
لطیفه است این درس خواندن ها و کارهای ما!
پروژه انجام می دهیم جهت پاس کردن درس!

چند تا پروژه تا به امروز انجام داده ایم برای حل مشکلی از مملکت یا صنعت؟
این تقصیر دولت است؟

فرض که دولت هیچ حمایتی هم نکند و اصلا نفهمدچه باید بکند، ما چه کرده ایم؟
تقصیر دولت است که پروژه های ما با کپی برداری از یکدیگر جلو می رود؟ 
تقصیر دولت است که ما حال انجام کار نداریم؟
تقصیر دولت است که ما برای هر درسی به دنبال یک جزوه برای پاس کردن هستیم و هیچ وقت هم نمی فهمیم و نمی خواهیم بفهمیم که در این حوزه از دانش حرف چیست و مرز کدام است؟

خیر عزیزان، مشکل بی غیرتی ماست.
بله، بی غیرتی!
بی غیرت است کسی که ببیند مملکتش، میهنش، وطنش دچار این همه مشکل و معضل است و بتواند قدمی بردارد ولی به حل این مشکلات برنخیزد.آرامش شب و روز بر خود حرام نکند و فکر چاره نکند.
بی غیرت است کسی که بتواند چیزی یاد بگیرد که به کار حل مشکلی از مملکت بیاید و به یادگیری آن علم و فن بر نخیزد.

مردم این مملکت چه باید برای ما می کرده اند که نکرده اند.
خیر سرشان خرج تحصیل مجانی نخبگان را با زحمت شب و روز - در همان حد که توانسته اند - داده اند و نشسته اند به این امید که فردا روزی این جوانان وطن با سلاح دانش به جنگ این مصائب بروند و ریشه ی این مشکلات را بخشکانند و بشوند قاتق نانشان.

اما،  ما نشستیم و گفتیم کسی حرف مارا نمی فهمد.
اگر دولت میفهمید...
اگر قدر مارا می دانستند...
اگر حمایت می کردند...

خوب اگر این همه بود که چه نیازی به ما بود؟ 
اگر این همه آدم فهیم در جامعه وجود داشتند که لابد ما هم در یکی از همان ممالک توسعه یافته زندگی می کردیم!

دوستان من، این مملکت فقط و فقط با زحمت بی پایان ما ساخته می شود.
ممالک توسعه یافته به این سطح از توسعه رسیده اند برای این که در زمانی نه چندان دور پدران آن ها زحمات بسیار کشیده اند و امروز هم نخبگان آن ها با تلاشی قابل تقدیر به دنبال یافتن مشکلات کشور و حل آن ها هستند.

شاید وقت آن رسیده باشد که ما هم به حل مسایل روز کشورمان برخیزیم و از ناملایمات نهراسیم.
هر مشکلی که دیدی وظیفه ی خود بدان که به حل آن بپردازی و ظلم بدعهدان و غرض غرض ورزان و جهل مسوولان و اطرافیان را به عنوان بخشی از مشکل بپذیر.

ایرانی آباد و پاینده، ارثی است که از ما به فرزندان میهن خواهد رسید.

کلام را ختم می کنم به فرمایش استاد بزرگوار که می فرمایند:
اگر در جهت حل مساله به سدی برخورد کردید، خود آن سد را هم به شرایط مساله اضافه کنید و مساله را دوباره حل کنید.

/ 4 نظر / 15 بازدید
میثم

الناس علی دین ملوکهم

someone

ظاهرا تو این مملکت زندگی نمی کنی یا از وضع صنعت و وضعیت تحقیق و کارهای علمی بی خبری ، رییس جمهور این مملکت هنوز قبول نداره چیزی بنام علم اقتصاد وجود داره بعد می گی از بی غیرتی نخبه هاست ؟ مگه مردم ما اختیار کنترل کشور رو ( مثل کشورهای دموکراتیک) در دست دارن که مسئولیتش بعهده اونها باشه ؟ چه چیزی تو این مملکت تحت سیطره و نفوذ و نظارت حکومت نیست ؟ حکومت مطلقه باید مسئولیت مطلقه رو هم قبول کنه. مثلا تو دانشگاه ها اعضای هیات علمی فقط بخاطر صلاحیت علمی شون تعیین می شن ؟ (هنوز یه سال نگذشته از آخرین پاکسازی اساتیدی که منتقد حکومت بودن) یا همه نخبگان می تونن به مجلس راه پیدا کنن؟ نخبگان حق انتقاد از حکومت رو هم ندارن چه برسه توانایی ایجاد تحول و تغییر. دوست من واقع گرا باش هر چند می دونم تعصبات نمی ذاره.

دل خجسته ای دارید . حتما از حمایت برخوردارید وهرچه می گوییید می گویند : چه نیکو ! شما چه می دانید که چقدر پروژه ها به دلیل سوئ مدیریت وبه خیلی دلایل دیگر در بایگانی ها فراموش شده است .البته کل حرفتان را رد نمی کنم . اما شما خیلی یکسویه می بینید .