18- مديريت MBA

شايد از يک کلاس اولي نتوانيم خيلي انتظار داشته باشيم که توضيحات کاملي در مورد رشته تحصيلي اش ارايه کند، اما سعی مي کنم چيزهايي که مي دانم را بنويسم که شايد براي کساني که به فکر ادامه تحصيل در کارشناسي ارشد هستند براي انتخاب رشته به درد بخورد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اين MBA که مي گويند چي هست؟ مديريت MBA يا همان Masters of Business Administration که در فارسی به "مديريت ارشد کسب و کار" و "مديريت ارشد سازمان" هم ترجمه شده، هرچند در ايران يک رشته جديد محسوب مي شود که تنها شش سال از شروع آن مي گذرد، در غرب يک رشته شناخته شده و نسبتا قديمي به شمار مي رود.

به طور مثال در انگلستان از دهه 1960 فارغ التحصيلان اين رشته داراي اتحاديه هستند. مهد پيدايش اين رشته و اساسا مهد مديريت علمي به شکلي که ما مي شناسيم ايالات متحده بوده و گسترش اين رشته از طريق دانش آموختگان دانشگاههاي اين کشور صورت گرفته است. در حال حاضر ايالت متحده به تنهايي سالانه بيش از نود هزار فارغ التحصيل در اين رشته دارد که در مقايسه با رتبه دوم در جهان که انگلستان با ده هزار دانش آموخته در سال است رقم قابل توجهي است. باقي کشورهاي اروپايي هم روي هم حدود ده هزار دانش آموخته در سال در اين رشته تربيت مي کنند. شايد اين جمله درستي به نظر بيايد که اين روزها تقريبا در هرجاي دنيا که کسي مي خواهد مديريت بخواند به ايالات متحده مي رود، که البته با توجه به شهريه هاي سنگيني که از سوي اين دانشگاه ها دريافت مي شود درآمد قابل توجهي را عايد دانشگاه هاي اين کشور مي کند. توجه داشته باشيم که امروزه دانشگاه ها هم به بنگاه هاي کسب و کار تبديل شده اند و درآمد حاصل از آموزش به اتباع خارجي اين روزها با درآمد حاصل از صادرات نفت مقايسه مي شود.

 

براي چه کساني؟ در کشور ما اين دوره با هدف آموزش به دانش آموختگان رشته هاي فني و مهندسي آغاز به کار کرد و در حال حاضر هم همين رويه ادامه دارد. اغلب دانشجويان اين رشته فارغ التحصيلان رشته هاي مهندسي برق، کامپيوتر، مکانيک، صنايع و عمران از دانشگاه هاي صنعتي شريف، تهران، اميرکبير، علم و صنعت، خواجه نصير و صنعتي اصفهان مي باشند. البته ما دوستاني هم از دانش آموختگان رشته ادبيات انگليسي يا مديريت بازرگاني و شيمي داريم. همچنين در دنيا به طور روزافزوني دانش آموختگان رشته هاي هنري در اين رشته پذيرفته مي شوند.

 

با چه هدفي؟ دانش آموختگان اين رشته بايد بتوانند مديريت ارشد يک سازمان يا بخشي تخصصی از آن را به دست گيرند يا به عنوان مشاورين ارشد به مديران سازمان ها مشاوره مديريتي ارايه نمايند. مديريت تحول، مديريت بحران، مديريت منابع انساني و کارآفريني ازجمله مهارت هايي است که مي توان از دانش آموختگان اين رشته انتظار داشت.

 

چگونه؟ آموزش در اين رشته دو فرق اساسی با ساير رشته هاي کارشناسي ارشد دارد.

1-     تعداد واحد هاي رشته هاي کارشناسي ارشد حدود 28 تا 33 واحد است در حالي که در اين رشته دانشجويان بايد 59 واحد آموزشي را سپري کنند.

2-     محوريت آموزش در دوره کارشناسي ارشد برمبناي افزايش قابليت هاي تحقيقي دانشجويان است درصورتيکه در اين رشته محوريت با افزايش قابليت هاي اجرايي مي باشد.

در دروس دانشکده به دفعات با بازي هاي مختلف مديريتي و تمرين هاي مختلف براي آموزش کار گروهي و حتي بازي هاي کامپيوتري، تجزيه و تحليل فيلم و اجراي نمايش برخورد مي کنيم.

"خيلي از بازي هاي دوران کودکي را که فراموش کرده بوديم در اينجا خواهيم آموخت". شوخي نمي کنم، مثلا ساخت حداکثر تعداد قايق هاي کاغذي با کيفيت مطلوب به صورت گروهي در يکي از بازي ها و ساخت آسمان خراش بلند مرتبه و مقاوم با چوب کبريت و نخ و چسب در يک کار گروهي ديگر.

اين نوع نگرش اساتيد و شيوه هاي آموزشي به کار گرفته شده از سوي آنها محيط آموزشي شادابي را در دانشکده ايجاد کرده است.

چگونه براي گرفتن پذيرش در اين رشته اقدام کنيم؟

اين سوال و بعضي سوالات ديگر را گر خدا خواهد در پست ديگري پاسخ خواهم داد.

 

تبريک

راستي، عيد فطر براتون مبارک و خجسته باشد و عبادت هايتان در ماه مبارک رمضان مورد قبول پروردگار. اميدوارم عيدانه ما را با لطف و عنايت خاص خودش هرچه برايمان خير است عطا فرمايد. اميدوارم از اين ماه به خوبي استفاده کرده باشيد، اگر هم مشکلاتي بوده مثل من، به فضل و رحمتش اميد داشته باشيد و براي من هم دعا کنيد. خداي خيرتان دهاد!

/ 10 نظر / 10 بازدید
سپيدار

سلام.آره واقعا عجب پسر حرف گوش کنی.خوش به حال خانومت و پسر کوچولوت .راستی ميگم عيدتونم مبارک.پس بالاخره اين امبی ا رو توضيح دادی.برم بخونمش ببينم چيه؟فعلا .خوش باشی.

مداد کوچولو

سلام. من می خواستم اول باشم. که اين سپيدار نگذاشت. خيلی خوب شد که رشته ات رو توضيح دادی. من بازم بر می گردم.

semiadam

آقا دستت درد نکنه اینا رو مینویسی.دیگه اینایی که هی میان دانشکده میپرسن رو می فرستیم سایت بیان اینجا رو بخونن!!

صبا

سلام من اخر شدم دوباره عيدت مبارک همه رو توضيح دادی خيلی ممنون اما خوب اصلشو که ننوشتی يه سوال علمی بزرگ برام درست شد منتظرادامه اش هستيم

سپيدار

سلام دوست عزيز.خيلی ممنونم از کامنت با حوصله و پر مهرت.ببين ميگم تو به طرز نوستالژيک واری منو ياد يه دوست نسبتا قديمی اينترنتی ميندازی.لحن نصيحت گونه ی نوشته هات .انتخاب کلمات و توصيفات همه چی.

میثم

سلام. ميدونی به چی ميگن حماقت؟ ديروز کارنامه کنکور پارسالم رو نگاه میکردم. ديدم که رتبه کنکور من هم ۱۱۰ بود اما با اين تفاوت که من حماقت کردم و حتی برای مصاحبه هم نرفتم!!!

sina

سلام...وبلاگ خيلی خوبی دارين...منتظر مطلب بعدی تون می مونم...يا علی

ابوالفضل

سلام من خيلي از توضيحات شما استفاده كردم.